لسان الملك سپهر

1730

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )

للموت فينا سهام غير خاطئة * من فاته اليوم سهم لم يفته غدا « 1 » همانا رسول خداى مكرّر مىفرمود : اى مردمان من پيش از شما سفر آن جهانى كنم و شما در حوض كوثر بر من وارد خواهيد شد پس از شما پرسش خواهم كرد كه چه كرديد با ثقلين كه كتاب خدا و اهل بيت من‌اند و از هم جدا نمىشوند تا بر من درآيند ؟ اكنون شما را آگهى مىدهم كه ثقلين را در ميان شما مىگذارم و مىگذرم واجب باشد كه سبقت مگيريد بر اهل بيت من و تقصير مكنيد در حق ايشان كه هلاك خواهيد شد و هيچ‌گاه چيزى تعليم ايشان مكنيد كه ايشان داناتر از شمايند . وصيّت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله در حق على عليه السّلام همانا بعد از من از دين بگرديد و كافر شويد و گاهى خواهد آمد كه من و اگر نه على را ملاقات كنيد ، در لشكرى مانند سيل به سرعت و شدّت و به كفران خويش در كيفر شويد ، دانسته باشيد كه على پسر عمّ من و وصى من است و قتال خواهد كرد به تأويل قرآن چنان كه من قتال كردم به تنزيل قرآن . و ديگر از احاديث عامه . قال احمد فى مسنده عن ابن عبّاس : لمّا مرض رسول اللّه مرضه الّذى مات فيه قال ادعوا الى عليّا قالت عائشة : ندعو لك أبا بكر . قالت : حفصة ندعوا لك عمر . قالت أمّ الفضل : ندعو لك العبّاس . فلمّا اجتمعوا رفع رأسه فلم ير عليّا فسكت فقال عمر . قوموا عن رسول اللّه . گويد : يك روز در مرض موت رسول خداى فرمود على را به نزديك من حاضر سازيد ، عايشه ، ابو بكر را بخواند ؛ و حفصه ، عمر را طلب داشت ؛ و ام الفضل ، عباس را حاضر ساخت . چون انجمن شدند پيغمبر ديده بگشود و نگران گشت ، چون على را نيافت با ايشان هيچ سخن نكرد ، عمر ملالت خاطر پيغمبر را فهم كرده گفت : برخيزيد از نزد رسول خداى

--> ( 1 ) . مرگ هيچ پدر و فرزندى را در دنيا باقى نگذاشته ، اين راه است كه وسيله ملاقات خداى يگانه است . اين پيغمبر براى امتش در دنيا باقى نماند ، اگر خدا پيش از اين پيغمبر خلقى را باقى مىگذاشت اين پيغمبر سزاوارتر به بقاء بود . تيرهاى مرگ بدون اينكه خطا رود براى ما مسلم است ؛ آن كس كه امروز تير مرگ به دو اصابت نكند فردا از آن ناگزير است .